سردارگمنام گیلانی

سردارگمنام گیلانی

شهید سیّد جعفر(منصور) منصوری
سردارگمنام گیلانی

سردارگمنام گیلانی

شهید سیّد جعفر(منصور) منصوری

زندگی نامه و وصیت نامه شهید مهدی باکری

زندگی نامه؛

مهدی باکری در سال 1333 در شهرستان میاندوآب به دنیا آمد.پس از پیروزی انفلاب اسلامی. مهدی باکری با مدرک مهندسی مکانیک وارد سپاه ارومیه شد. همزمان با خدمت در سپاه، به شهرداری ارومیه منصوب شد و در مدت کوتاه این تصدی این مسئولیت خاطرات جاودانه ای در ذهن مردم این شهر بجا نهاد. ازدواج او مصادف شد با آغاز جنگ تحمیلی.مهدی باکری از عملیات فتح المبین با مسئولیت فرمانده گردان در خط مقدم نبرد حاظر بود و تا زمان شهادتش به فرماندهی دومین لشکر خط شکن دفاع مقدس(31 عاشورا) ارتقا پیدا کرد.

مهدی باکری سرانجام در 25 اسفند 1363 در عملیات بدر به شهادت رسید و پیکر پاکش نیز در حین انتقال به پشت جبهه بر اثر اصابت موشک خاکستر شد. آن چه می خوانید تنها وصیت نامه بجامانده از این شهید عزیز است:
متن وصیت نامه؛
بسم الله الرّحمن الرّحیم
یا الله، یا محمّد ،‌یا علی یا فاطمه زهرا یا حسن یا حسین
یا علی یا محمّد یا جعفر یا موسی یا علی یا محمّد یا علی
یا حسن یا مهدی (عج) و تو ای ولی مان یا روح الله!
و شما ای پیروان صادق شهیدان.
خدایا!
چگونه وصیت نامه بنویسم در حالی که سراپا گناه و معصیت، و سراپا تقصیر و نافرمانیم؛ گرچه از رحمت و بخشش تو ناامید نیستم ولی ترسم از این است که نیامرزیده از دنیا بروم؛ رفتنم خالص نباشد و پذیرفته درگاهت نشوم.
یا رب! العفو .
خدایا! نمیرم در حالی که از ما راضی نباشی.
ای وای که سیه روی خواهم بود.
خدایا! چقدر دوست داشتنی و پرستیدنی هستی!
هیهات که نفهمیدم!
یا اباعبدالله شفاعت.
آه چقدر لذّت بخش است انسان آماده باشد برای دیدار ربّش! ولی چه کنم که تهیدستم. خدایا! تو قبولم کن!
سلام بر روح خدا، نجات دهنده ما از عصر حاضر، عصر ظلم و ستم ،‌عصر کفر و الحاد، عصر مظلومیت اسلام و پیروان واقعی اش.
عزیزانم!
اگر شبانه روز شکرگزار خدا باشیم که نعمت اسلام و امام را به ما عنایت فرموده باز کم است. آگاه باشیم که سرباز راستین و صادق این نعمت شویم. خطر وسوسه های درونی و دنیا فریبی را شناخته و بر حذر باشیم که صدق نیت و خلوص در عمل، تنها چاره ساز ماست.
ای عاشقان اباعبدالله!
بایستی شهادت را در آغوش گرفت، گونه ها بایستی از حرارت و شوقش سرخ شود و ضربان قلب تندتر بزند؛
بایستی محتوای فرامین امام را درک و عمل نماییم تا بلکه قدری از تکلیف خود را شکرگزاری به جا آورده باشیم.
وصیت به مادرم و خواهران و برادران و اهل فامیل؛
بدانید اسلام تنها راه نجات و سعادت ماست، همیشه به یاد خدا باشید و فرامین خدا را عمل کنید. پشتیبان و از ته قلب، مقلّد امام باشید، اهمیت زیاد به دعاها و مجالس یاد اباعبدالله و شهدا بدهید که راه سعادت و توشه آخرت است. همواره تربیت حسینی و زینبی بیابید و رسالت آنها را رسالت خود بدانید و فرزندان خود را نیز همانگونه تربیت دهید که سربازانی با ایمان و عاشق شهادت و علمدارانی صالح، وارث حضرت ابوالفضل (ع) برای اسلام به بار آیند. از همه کسانی که از من رنجیده اند و حقی بر گردن من دارند، طلب بخشش دارم و امیدوارم خداوند مرا با گناهان بسیار، بیامرزد.
خدایا!مرا پاکیزه بپذیر.مهدی باکری


شهید مهدی باکری از زبان همسر

بسم‌ رب الشهدا و الصدیقین. صحبت کردن در ارتباط با شخصیت شهدا برای خود من خیلی مشکل است که بتوانم با این زبان الکن، ویژگی، عظمت روحیه و ابهت معنوی ‌آن‌ها را مطرح کنم و این را باید قبول کنیم که هیچ واژه‌ای نمی‌تواند ایثارگری، فداکاری، تقوا و ایمان اینها را بیان کند. ولی تا آن اندازه که خدا توفیق داده است با این شهدا زندگی کرده‌ایم و در این دنیای فانی توانسته‌ایم چند صباحی با این انسان های برگزیده خدا باهم باشیم. به شکرانه این نعمت و بنا به احساس مسئولیت که نسبت به ایشان دارم به چند نکته اشاره می‌کنم.

مهدی باکری یک سری خصوصیات اخلاقی و ویژگی‌های بارزی داشتند که در ابعاد مختلف می‌توان آنها را مطرح کرد از جمله از بُعد نظامی، اجتماعی، سیاسی، عبادی و اخلاقی، خصوصاً‌ اخلاق در خانواده که من در این جا عمدتاً به این بُعد ایشان می‌پردازم.

از خصوصیات بارز شهید مهدی باکری، یکی وارستگی و ساده‌زیستی ایشان بود که زبانزد خاص و عام بود. در اوایل زندگی مشترکمان شهید رفتند جبهه و بعد از اینکه برگشتند، گفتند که برویم یک مقدار وسایل خانه تهیه کنیم. البته در اوایل ازدواج‌مان بعضی از لوازم ضروری را خانواده ما فراهم کرده بودند، ولی با این همه مهدی حتی به وسایل اولیه و ابتدایی زندگی‌مان ایراد و اشکال وارد می‌کردند و می‌گفتند که ما از این هم ساده‌تر می‌توانیم زندگی کنیمحتی روزی مادرشان به خانه‌ ما تشریف آورده بودند و با حالت خیلی ناراحت گفتند که خدا بابایت را رحمت کند و جای او خالی است و اگر می‌آمد و شما را در این حال می‌دید که شما روی موکت زندگی می‌کنید قهراً نمی‌گذاشت این چنین زندگی کنید، چرا شما فقط این طور زندگی می‌کنید در حالی که هیچ پاسداری این چنین زندگی نمی‌کند. این یکی از ویژگی‌های اخلاقی شهید باکری بود که اصلاً به دنیا وابسته نبود و هیچ‌گونه وابستگی و دلبستگی به دنیا و تعلقات دنیوی نداشت و خیلی راحت توانسته بود از تعلقات دنیوی دل بکند و راهی را انتخاب کرده بود که راه پیغمبران عظیم‌الشأن اسلام (ص) و ائمه اطهار بود.


شنیده‌ایم در طول مبارزات، یا دوران دفاع مقدس همواره در کنار شهید باکری بودید ؟

ازدواج ما مصادف با شروع جنگ تحمیلی بود یعنی سال 1359 که جنگ در شهریور ماه تازه شروع شده بود. شهید باکری بلافاصله بعد از عقدمان، فردایش به جبهه تشریف بردند تا 3 ماه و بعد از 3 ماه که تشریف آوردند زندگی مشترکمان را شروع کردیم، مهدی مدت کوتاهی در جهاد سازندگی خدمت کرد بعد از آن فرمانده عملیات سپاه (شهید مهدی امینی) که شهید شد، وارد سپاه شد البته مدتی که در جهادسازندگی خدمت می‌کردند همیشه با سپاه هم در ارتباط بودند و در هرگونه عملیاتی که پیش می‌آمد یا نیاز می‌شد، شرکت می‌کردند. چند مدت در سپاه در پاکسازی مناطق کردستان از کومله و دموکرات، خدمات ارزنده‌ای به آذربایجان غربی کردند. برگردیم به قضیه ازدواج. شهید باکری پیشنهاد کردند که من به اهواز می‌روم با من می‌آیی؟ بعد از موافقت با هم راهی اهواز شدیم. چند ماه قبل از شروع عملیات فتح‌المبین به اهواز رفتیم و اولین عملیات که ما در اهواز بودیم عملیات فتح‌المبین بود. از عملیات فتح‌المبین تا عملیات بدر که آن عزیز شهید شد من در تمامی مناطقی که لشکر عاشورا عملیات داشت من از این شهر به آن شهر، اسلام‌آباد، اهواز، یا دزفول همواره همراه این شهید بودم.

 همسر شهید مهدی باکری، در گفت‌وگویی اظهار داشت که طی زندگی مشترکش، یقین داشته که همسرش روزی به مقام و درجه رفیع شهادت خواهد رسید.


*لطفا در ارتباط با اخلاق ایشان در خانواده اگر خاطره خاصی دارید بفرمایید.

 - البته سرتاسر زندگی من با مهدی لحظه به لحظه خاطره است ولی خاطره مهمی که حالا در ذهن من خطور می‌کند آن‌را بیان می‌کنم. ایشان در ارتباط با بیت‌المال خیلی حساس بودند ما در زمانی که در اهواز بودیم مسئولیت اداره خانه به من محول شده بود. یک روز قرار بود بچه‌های لشکر به عنوان مهمان به خانه ما بیاید. من از آنجا که فرصت نکرده بودم نان تهیه کنم به مهدی گفتم که وقتی عصر می‌آیید، نان هم تهیه کنید. مهدی که هم‌ طبق معمول عصرها دیر به خانه می‌آمدند -بنابه شرایط کاری- از آنجا که نانوایی‌ها بسته بودند نتوانسته بود نان تهیه کند. زنگ زدند که از لشکر نان بیاورند. البته از امکانات لشکر هیچ وقت استفاده نمی‌کردند ولی چون مجبور بودیم این کار را کردند. نان را که آوردند مهدی پنج، شش تا برداشت و آورد بالا با تأکید گفت که تو حق نداری از این نان استفاده کنی چون که این‌ها را مردم برای رزمندگان اسلام ارسال کرده‌اند و چون تو رزمنده نیستی پس حق خوردن از این نان‌ها را نداری. من هم مجبور شدم از خرده نان‌هایی که قبلاً در سفر مانده بود استفاده کردم. البته این مراعات ایشان را می‌رساند نسبت به بیت‌المال والا خدای ناکرده سوء برداشت نشود.

یکی از خصوصیات بارز ایشان این بود که ایشان مسئولیت سنگینی که در لشکر داشتند و به خانه خیلی کم سر می‌زدند، ولی با تمام اینها و علیرغم آن‌ همه خستگی وقتی که وارد خانه می‌شدند با روحیه شاد و بشّاش و خیلی متواضعانه برخورد می‌کردند. شهید آیت‌الله محلاتی در خصوص ایشان فرموده بودند که مهدی مظهر غضب خدا است علیه دشمنان. واقعاً اینطور بود با وجود اینکه در مقابل دشمن با خشم و غضب برخورد می‌کردند ولی در خانه خیلی رئوف، مهربان، متواضع و فروتن بود و هیچ‌گونه اظهار خستگی نمی‌کرد. با روحیه شاد وارد خانه می‌شد و با نشاط از خانه خارج می‌شد.


 *آیا ایشان از فعالیت‌هایشان، از کارهایشان از اوضاع و احوال و خاطرات جبهه و همرزمانشان چیز خاصی می‌گفتند؟

  - باز یکی از خصوصیات بارز شهید باکری که خیلی برایم جالیم جالب بود، این بود که مسائل محیط کارش را زیاد در منزل مطرح نمی‌کرد و معتقد بود که اگر اینها مطرح شود ممکن است به انسان غرور دست بدهد و اخلاصی که انسان می‌تواند نسبت به کارهایی که کرده است داشته باشد ناگهان از بین برود. لذا به این علت مسائل جبهه و کارهایی را که به خودش مربوط بود مطرح نمی‌کرد. یک روز اتفاقاً خودم از ایشان پرسیدم این همه افراد جبهه می‌روند و می‌آیند و کلی درباره آن حرف می‌زنند، ولی شما اصلاً صحبت نمی‌کنید با این همه مسئولیت سنگینی که داری، چرا حرف نمی‌زنی؟ ایشان گفتند: من که آنجا کاری نمی‌کنم کارها را بسیجی‌ها می‌کنند و آنقدر به این بسیجی‌ها علاقه داشت که همواره از آنها به عنوان فرزند یاد می‌کردند و می‌گفتند این‌ها بچه‌های من هستند و هرکس که از بچه‌های لشکر شهید می‌شد عکس‌اش را به خانه می‌آورد و به دیوار اتاقش نصب می‌کرد. اتاقش شده بود یک نمایشگاه عکس. وقتی که من مثلاً از بیرون می‌آمدم خانه. می‌دیدم که به این عکس شهدا خیره شده است و زیر لبش اشعاری را زمزمه می‌کند و چشمهایش پر از اشک شده است می‌خواست گریه کند ولی من که وارد اتاق می‌شدم صحنه عوض می‌شد. در مورد خودش و در مورد شهادت خودش صحبت نمی‌کرد چرا که معتقد بود که بادمجان بم آفت ندارد. ولی من یقیناً می‌دانستم مهدی که یکی از افراد برگزیده خدا بود، حتماً در آینده نزدیک به مقام و درجه رفیع شهادت خواهد رسید.

وقتی که زندگی تمامی شهدا را مورد دقت قرار می‌دهیم می‌بینیم که اینها از زمان کودکی اقدام به خودسازی کرده بودند و خودشان را پرورش داده بودند و از افراد برگزیده خدا بودند البته به این معنی نیست که این افراد غیر قابل تصور ما باشند و یا ما نتوانیم مثل این افراد باشیم. این افراد بنا به فرموده خداوند متعال که: «الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا» وقتی به این یقین رسیدند که غیر از خدا هیچ‌کس را ندارند و یک مسیری را انتخاب کردند که خدا و پیغمبر انتخاب کرده‌اند. یک قدم به عقب برنگشتند و در آن مسیر با تمام وجود راه افتادند و وجودشان را در طبق اخلاص گذاشتند. شهید باکری هم از این لحاظ مستثنا نبودند.


 * نقش شهدا را در دوران دفاع مقدس چگونه می‌بینید و اگر این فرهنگ شهادت نبود آیا جامعه ما در چه وضعیتی قرار می‌گرفت؟

قطعاً‌ نقش شهدا را در دفاع مقدس هیچ‌کس نمی‌تواند انکار کند و ما همگی مدیون خون شهدا هستیم اگر این شهدا نبودند هیچ‌وقت این انقلاب و این جامعه به این مرحله نمی‌رسید و تنها راه سعادت و نجات که به قول شهید باکری که در وصیت‌نامه‌شان فرموده‌اند راه سعادت، همان راه اسلام است و انشاءالله خدا توفیق عبادت و اطاعت و ترک معصیت و ادامه راه شهدا را به همه ما عنایت فرماید.

منبع:مرکز  صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران/تبریز

 

فتنه بزرگ‌تری در راه است

نقش ناکثین، مارقین و قاسطین در فتنه آینده

به قلم سید عبدالله متولیان تحلیلگر سیاسی

پس از فروکش کردن کودتای امریکایی و فتنه سبز اموی در سال 88 گفتیم و نوشتیم که فتنه 88 دومین فاز از برنامه مدون براندازی سه مرحله‌ای شیطان بزرگ موسوم به «پروژه 2020» بوده و باید خود را برای مقابله با موج سوم براندازی آماده کنیم. به یاد داریم که مقام معظم رهبری نیز پس از حضور مردم و خلق حماسه 9 دی و فروکش کردن فتنه 88 در 23 بهمن ماه همان سال مردم و مسئولان را از خام بودن و غفلت از برنامه دشمن پرهیز داده و فرمودند: «منتظر امتحانات جدی‌تری باشید، خود را تجهیز کنید و آماده بشوید که فتنه بزرگ‌تری در راه است
فرمایشات اخیر مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه‌ای در جمع مسئولان و اعضای شوراهای هماهنگی تبلیغات اسلامی سراسر کشور (چهارشنبه 6 دی‌ماه 96) نیز از جنس خطبه نماز جمعه 29 تیرماه 88 و 23 بهمن 88 و متضمن هشدارهای جدی در باره فتنه‌های پیش رو بوده و اهل بصر و دغدغه‌داران و دلسوزان نظام را به شناخت ابعاد فتنه بعدی و تفکر و تجهیز خود برای مقابله با موج سوم براندازی واداشته است. رهبری معزز و معظم انقلاب اسلامی هوشمندانه فتنه بعدی را مبتنی بر عدم پاسخ‌گویی، طلبکاری و مخالف‌خوانی دولت‌های گذشته و کنونی و ایفای نقش اپوزیسیون نظام از کسانی که قبلاً یا در حال حاضر مسئولیت کشور را در اختیار داشته و دارند معرفی کردند
واکاوی و دقت در فرمایشات حضرت آقا و بررسی مستندات و قرائن و شواهد موجود نشان می‌دهد که موج سوم براندازی هم بر فتنه داخلی تکیه و حداقل سه ضلع اصلی دارد. این سه ضلع اگر چه در ابتدا هیچ ارتباطی با هم ندارند و به صورت جزیره‌های مستقل در دنیای سیاست حضور دارند اما به هنگام فتنه در طول یکدیگر عمل و خواسته یا ناخواسته پازل فتنه را تکمیل می‌کنند و جالب اینجاست که اصلاح‌طلبان و (اصطلاحاً) عدالت خواهان امام زمانی کم‌کم به سمت وحدت گفتمانی پیش می‌روند ؛ گفتمان اصلاح‌طلبان از آزادی به سمت عدالت‌خواهی و گفتمان احمدی‌نژاد از عدالت به سمت آزادی میل پیدا کرده‌است
ناکثین یا پیمان شکنان: گروهی که در زمان حیات مبارک حضرت امام خمینی سلام‌الله علیه با پرچم مجمع روحانیون مبارز در تمامی عرصه‌های حاکمیت، حضوری پررنگ داشته و خود را انقلابی و تمام جناح‌های دیگر را غیرانقلابی و مصداق اسلام امریکایی معرفی می‌کردند. این جماعت که همه سرمایه سیاسی خود را روی قائم‌مقامی منتظری سرمایه‌گذاری کرده بود پس از ارتحال حضرت امام (ره) و نابودی سرمایه سیاسی خود کنج عزلت و انزوا گزیدند اما با رأفت حضرت امام خامنه‌ای در سال 76 مجدداً به حاکمیت بازگشتند. ضد امپریالیست‌های دیروز در حیات سیاسی جدید با چهره و نقشی متفاوت، به هم‌آغوشی با شیطان بزرگ رو آورده و طی هشت سال مسئولیت چهره‌ای سیاه و فتنه‌گون از خود ترسیم کردند و با طراحی و اجرای فتنه‌های متعدد کارنامه‌ای سیاه از خود به جا گذاشتند
اینک حلقه ناکثین و زخم خورده‌های از حماسه 9 دی که خود را در تمامی برنامه‌ها: «تطهیر فتنه‌گران»، «تحریف کودتا و فتنه»، «فریب افکار عمومی و مردم» و «رفع حصر» و... ناکام دیده‌اند با استفاده از ظرفیت‌های در اختیار در دولت خود را برای توطئه‌ و ایفای نقشی جدید در فتنه آینده و تضمین سهم خود آماده می‌کنند
مارقین و خوارج: متوهمان خودبزرگ بینی که ظاهراً دل به آلاف و علوف دنیا نبسته و داغ عبادت بر پیشانی داشته و مدعی ارتباط با حضرت حجت ارواحنا فداه هستند! و در دوران مسئولیت خود منشأ اقدامات گسترده جهادی با رویکردی انقلابی بودند اما به دلیل توهمات فردی و جریانی و غوطه‌ور شدن در گرداب شیادان دینی، به تدریج از امام مسلمین فاصله گرفته و در تشخیص حق و باطل به بیراهه رفته و رو در روی امام خود (که منکر ولایتش بوده و فقط قائل به رهبری وی هستند) ایستاده و با صدور بیانیه‌های پی‌ درپی و مشوه کردن فضای عمومی کشور هم‌چون طلحه و زبیر و خوارج نهروان برای رهبری دستورالعمل صادر و باید و نباید تعیین می‌کنند. متأسفانه رئیس‌جمهور پیشین که زمانی به فرمایش حضرت امام خامنه‌ای شعارهای انقلاب را سردست گرفته بود هم‌اینک در دفاع از فتنه مشائیزم، به جمع متوهمان پیوسته و با سوء‌استفاده از اعتماد مردم و بیانیه پراکنی متأثر از خودمحوری به سیاه‌نمایی اوضاع کشور مشغول شده و با درآمیختن حق و باطل به تضعیف دستگاه‌های قانونی کشور پرداخته است
این جماعت مطلق‌نگر و تمامیت‌خواه که خود را عقل‌کل دانسته و هیچ گروه و حزبی را به رسمیت نمی‌شناسد و فقط بر مردم به‌عنوان سرمایه اجتماعی تکیه دارد نیز در صورت بروز بحران و به هم ریختگی اوضاع اجتماعی کشور، با به میدان آوردن مردم بر تمامیت‌خواهی خود تأکید خواهد کرد
قاسطین: (کاخ‌نشینان، مرفهین بی‌درد، منادیان و مروجان اسلام امریکایی و لیبرال سرمایه‌داری غربی.» این گروه هم‌اکنون در دستگاه‌های اجرایی و اقتصاد کشور نفوذ و رخنه کرده و حضوری پررنگ و مؤثر دارند و بر اساس قرائن و شواهد بار اصلی فتنه‌ مرکب را به عهده دارند. مهم‌ترین و اصلی‌ترین عامل ظرفیت‌‌سازی برای تحقق فتنه بعدی «ناامیدکردن»، «ناراضی‌کردن» «بدبین‌کردن»، «تخریب باور و ایمان دینی» و «گرفتن اعتماد به نفس» مردم است که توسط قاسطین از سال 92 با شدت تمام در حال انجام است. مروجان اسلام امریکایی به‌عنوان قاعده فتنه سه‌گانه و مثلث، بیشترین نقش و سهم را در بسترسازی و شکل‌گیری زمینه‌های فتنه سوم به‌عهده دارند
وقتی رئیس‌جمهور و وزیر خارجه امریکا و رئیس رژیم صهیونیستی و ولیعهد رژیم سعودی و... از مدت‌ها پیش بر سرمایه‌گذاری روی ایجاد بحران داخلی و اغتشاش‌گری و آوردن جنگ به خیابان‌های تهران و داخل کشور تأکید داشته و با صراحت تمام از آن یاد می‌کنند و هنگامی که در تیم محدود مذاکرات هسته‌ای وجود و حضور دو جاسوس به اثبات می‌رسد، می‌توان پذیرفت که تعداد بسیار زیادی از عوامل خودفروخته و جاسوس مثلث عبری غربی وهابی برای ایجاد واگرایی اجتماعی و بسترسازی برای اغتشاشات و ناآرامی‌های اجتماعی در بدنه دولت نفوذ کرده باشند، خاصه اینکه بنا به اذعان بسیاری از کارشناسان اقتصادی کشور، دولت یازدهم و دوازدهم فاقد برنامه مدون و قابل قبول اقتصادی برای حل مشکلات اقتصادی کشور بوده و با امیدبستن به جذب سرمایه‌های خارجی، عمده وقت و سرمایه خود را مصروف مذاکره با شیطان و اذنابش نموده و عملاً از استقاده از توانمندی‌ها و ظرفیت‌های عظیم داخلی غافل شده و در حوزه اقتصاد مقاومتی نیز کارنامه قابل قبولی از خود ارائه نداده است.
در شرایط کنونی و برخی ناآرامی‌های شهرها، با جرئت می‌توان گفت خنثی‌سازی و پیشگیری از تحقق فتنه بزرگ و موج سوم براندازی فقط و فقط از سوی دولت مستقر قابل انجام است. دولت آقای روحانی باید با درک صحیح نگرانی‌های مردم و شرایط نابسامان معیشتی و رکود حاکم بر کشور و بنگاه‌های تولیدی، اولاً از انجام اقدامات تحریک‌کننده (نظیر افزایش قیمت حامل‌های انرژی و حذف 30 میلیونی یارانه بگیران و... ) به شدت پرهیز نماید و ثانیاً به فوریت نسبت به اصلاح روش‌های اقتصادی و عزم جدی برای تحقق اقتصاد مقاومتی و استفاده از ظرفیت‌های داخلی اقدام نماید