شهادت سکوت نیست ، فریاد است تا کلمه حق را به گوش همه خفتگان برساند .شهادت جان دادن و مردن نیست ، جان یافتن و تولد دوباره است .شهادت رفتن و مردن نیست بلکه جاودانه ماندن است شهادت مرگ نیست که همانا رسالت و پیام است شهادت انعامی از طرف خداوند تبارک و تعالی به بندگانی که خالصانه در راه او جهاد کرده و علاوه بر اجر و مزد سزاوار مقام متعالی شهادت شده اند. سردار شهید سیّد جعفرمنصوری
X
تبلیغات
رایتل

سردارگمنام گیلانی

شهید سیّد جعفر(منصور) منصوری

یکشنبه 11 تیر 1396 ساعت 17:47

قدرجوانان حزب اللهی را بدانید

یاداشتی از سردبیر قرارگاه فرهنگی هدنا

vقدرجوانان حزب اللهی را بدانید....

یکی از دغدغه های اصلی حضرت امام رضوان تعالی علیه،پس از پیروزی انقلاب اسلامی، پس زدن و به حاشیه راندن قشرحزب اللهی و ارزشی توسط  مسئولین و دولتمردان بوده و همواره در سخنرانی ها و پیام های متعدد حمایت و تشویق جوانان حز ب اللهی را به مسئولین یادآوری می شدند. نگاهی اجمالی به بعضی از دغدغه های حضرت امام در این خصوص و از سویی تضاد محرز جریان اصلاح طلبی با فرمایشات آن حضرت، اهمیت موضوع را دو چندان می نماید:

قدرجوانان حزب اللهی را بدانید....

vبه تمام متصدیان امور و دست‌اندرکاران کشور هشدار می‌دهم که قدر این جوانان حزب اللهی را بدانید، و از آنان قدردانی کنید و آنان را تشویق نمایید و در آغوش‌ محبت خود حفظ کنید

vاینان (جوانان حزب اللهی) بودند که ایران را نجات دادند؛ و از این پس همینها هستند که انقلاب را پاسداری می‌کنند، و همینها هستند که با صرف هزینه‌ای کم در ظرف مدت کوتاهی با روشن‌بینی خاص خویش کارهای تعجب‌آوری نمودند که گمان نمی‌شد در ایران بتوان انجام داد. این مغزهای متعهد باید تشویق شوند تا شکوفا گردند

vمسئولین صاحبان اصلی انقلاب را با بهانه‌های بی‌اساس پس نزنند تا به جای آنان کسانی را که وارثان رژیم گذشته و وابستگان فکری آنان هستند جایگزین کنند. البته باید از متخصصان متعهد یا لااقل غیر معاند استفاده شود، لکن نه به قیمت کنار گذاشتن صاحبان اصلی انقلاب.

چشمها و گوشها را باز کنید که دشمنان حیله بازان کارکشته هستند و ممکن است از ساده دلی شما استفاده کنند و مراکز حساس را کم کم به دست گیرند و انقلاب را به سوی غرب یا شرق بغلتانند. خداوند همه مسلمانان را از شرّ مخالفان اسلام و غارتگران کشورهای اسلامی حفظ بفرماید.

امام خمینی (ره)؛ 22 بهمن 1363

جلد ۱۹ صحیفه امام خمینی (ره)، از صفحه ۱۴۶ تا صفحه ۱۶۱

vvنکته:

vدر یکی دو دهه اخیر به ویژه پس از  انتخابات خرداد1376 که منجر قرارگرفتن جریان اصلاح طلب در رأس قوه مجربه قرار شد و بخصوص بعداز جریان فتنه تیر1378، تخریب و هجمه همه جانبه به قشرحزب اللهی با همگرایی و همصدایی خواسته و یا ناخواسته با شبکه های وابسته به گروهک های معاند و ضدانقلاب و رسان های مرتبط با رژیم صهیونیستی و استیکار جهانی  به شدت رو به افزایش بوده و  بر حسب مقتضایات زمان حملات رسان های ناجوانمردانه ای را برای پس زدن این قشر به راه انداخته و می اندازند.

vتوهین بی شرمانه  و نیز انتصاب القاب که خود زیبنده آن هستندنظیر؛ تندروها، افراد خودسر، نفوذی ها،افراطی ها، متحجر، مزدور، بی‌شناسنامه، ترسو، مستضعف فکری، متوهم، بزدل، کاسب تحریم، عقب‌مانده، تازه به دوران رسیده، عصر حجری،لباس شخصی ها، گروه فشار و...تنها بخش کوچکی از تخریب جوانان حزب اللهی و ارزشی پس از ظهور نامیمون جریان لیبرالی و به عبارتی اصلاح طلبی است.

vالبته ناگفته نماند هرچند ازگاهی  بعضی از حرکات و رفتارهای ناپخته و ناسنجیده  ازسوی بعضی از دلسوزان و شاید هم بعضی از نفوذی های جریان اصلاح طلبی، شرایط و زمینه را برای تخریب و اهانت های لجام گسیخته  بیشتر قشر حزب اللهی از سوی جریان اصلاح طلب، شما بخوانید لیبرالی فراهم می نماید که  رفتار ناصواب در راهپیمایی روز قدس  نمونه ای از این دست اقدام های ناسنجیده است.

از این رو می طلبد که جوانان حزب اللهی بیش از گذشته هوشیار بوده و و با اقدام های ناپخته و ناسنجیده  وارد معرکه از پیش طراحی شده بدخواهان نشوند.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :
      
شیعه آرت پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) سایت توابین 313 سایت جامع فرهنگی و مذهبی شهید آوینی بی نشـــان نصـــر TV پایگاه فرهنگی رایحه پایگاه فرهنگی مذهبی سلم پایگاه جامع فرهنگ ایثارو شهادت پایگاه فرهنگی بشیران منتخبی از دل نوشته های سردار شهید سیّدجعفرمنصوری خدایا من ! اگر گناهکارم دستی پر از نیاز سوی تو دراز کرده ام ، ای خدایا من ! تو بزرگی و من اسیر گناهم و پای بند و گروگان معاصی ام ، خدایا! به گناهانم که می نگرم به فزع می افتم ، به کرم تو می نگرم به طمع می افتم . ای خدای من! چگونه ترا بخوانم در حالی که گناهکار درگاهت هستم و چگونه ترا نخوانم در حالیکه از مهرت که در دلم جایگزین است خبردارم